کیر

از نانشنامه، دانشنامهٔ عامیان
پرش به: ناوبری، جستجو
Pig dick.jpg
390958 275042889216477 100001323057661 729597 1641384385 n.jpg


قسمتی از بدن جنس نر که به طور عجیبی رفتار می کند. برای مثال صبح ها بدون هیچ دلیل خاصی زودتر از شخص بیدار شده و تا جای ممکن خود را بالا میکشد (برخی محققان دانشگاه جانز هاپکینز معتقدند که سعی در پیدا کردن نور دارد) و همین باعث شرمندگی شخص حامل در دوران نوجوانی می شود ولی در بزرگسالی آن را با افتخار نگاه می کند. همین تناقض رفتاری دلیل عجیب بودن کیر می باشد.


استفاده‌ها[ویرایش]

زدن --> طرف چه کیر عظمایی زد به عصمت فلانی (کلاً شخصیت طرف رو با پهن یکی کرد)

کردن --> دختره کیرش کرد (جواب رد دادن به یک جوان که عموماّ با کیر خود تصمیم به عاشق شدن می کند)

خوردن --> میخندی؟ باید بخوریش (اعتراض به عمل«در اینجا خنده» نا به جا)

رفتیم غذا بزنیم، چه کیری خوردیم (به دنبال غذا رفتن و عدم دستیابی به آن)

زندگی به --> طرف زندگی به کیر داره راه میره (همه چیز با کیرش برابری میکنه)

دست به --> دست به کیر وایسادی منو نگاه میکنی؟ (بیکار نباش)

به دست --> کیر به دست وایسادی منو نگاه می کنی؟ (حشری نباش)

خر --> کیر خر!!! (نشان دادن ناخشنودی از عمل شخص مقابل«مثل خندیدن»)

شدن --> کیرمون کردی؟ (انتظار)

حواله --> کیرم تو "اعضای خانواده شخص مقابل" (نشانه اعتراض)

نیستی --> کیرمم نیستی! (خودستایی)

به --> به کیرم (عدم اهمیت نسبت به چیزی) (قطع حرف شخص مقابل)

سر --> کله کیری (اشاره به عدم خودآگاهی شخص مقابل)

ی --> کیری (شخصی زشت چهره)

همچنین لازم به ذکر است به صورت کلی این کلمه دارای بار منفی میباشد به طوری که هرگاه فردی بخواهد از ارزش‌های شخص یا حیوان یا شیء بکاهد ، از این کلمه استفاده میکند (مثال: چقدر کیریه = آن به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. "یا" بسیار زشت است.) در صورتی که آلت تناسلی زنانه "کس" دارای بار مثبت میباشد.(مثال: عجب کسیه= آن شخص یا شیء یا حیوان بسیار زیباست)

ضرب المثل ها[ویرایش]

ضرب‌المثل: کیرم توو چشات خایم توو ابروت ، اگه من نبودم کی میپرید رووت ؟

استفاده: درجواب شخصی که بیش از اندازه خودستایی میکند / در دعوای زن و شوهری / عدم هماهنگی چشم و ابروی شخص مقابل / نامناسب بودن شخص جهت جماع و دخول

ضرب‌المثل: کس و کون رو جمع کن، میخوایم کیر و خایه پهن کنیم.

استفاده: شخص در مقابل اشغالگر استفاده میکند / بیرون انداختن مهمان / خسته شدن از بحث

تاریخچه[ویرایش]

همان «گیر» در زبان پهلوی دری است که عرب‌زبانان به دلیل گم کردن حرف «گ» در میان شن‌های صحرای گبی، آن را با «ک» می‌خوانند و می‌نویسند.

البته در زمان قاجار گفته شده که گیر را علاوه بر مردان ، زنان نیز داشته اند : تا در موقع خود به مردان بزنند ، تا در موقع بد شناسی به گیر خود حواله کنند و تا در زمان مقتضی دنیا را به گیر خود نیز حساب نکنند و الخ ...

جستارهای وابسته[ویرایش]

کیری

کون

کس

نر