چامه
از نانشنامه
چامه به ادبیات چون خامه است به لبنیات. در همین وادی زین روایت گوش دادی:
دوصد سال پیش برای اولین بار / همین حافظ کوچیک افتاد تو این کار
از او وقتی که پرسیدند دلیلش / بگفت خسته شد از وزن سبیلش
چهارده تا روایت حفظ کرده / ولیکن آخرش بیروح و سرده
از آن وقت که به حاجخانوم رسیده / توگویی که مثال کوهنورده
پس آنگه تا شود این درد درمان / چو شاعر او به کرسی لونه کرده

