شعر

از نانشنامه، دانشنامهٔ عامیان
پرش به: ناوبری, جستجو

آنقدر مستم که از چشمم شراب آید برون ، از کس عمت مقنی با طناب آید برون

شعر شیوه‌ای از گفتار است. آنان که حرفی برای گفتن ندارند و مضمونی برای پروردن به این شیوه از بیان روی آورند. پس کلام بی سر و ته را شعر خوانند و گویندگان آن را شاعر. کلمهٔ مترادف شاعر دروغگوست. شاعران برای مخفی داشتن بی‌سر و تهی کلامشان به مغلق گویی روی آورند لیکن خود به آن مغلق‌گویی صنعت گویند. و حتی کتابها در این باره تألیف کرده‌اند و مهملات بافته‌اند و این مهملات را نامها داده‌اند از جمله عروض، معانی و بیان و جز آن

شاعران دو گونه‌اند:

شاعر با استعداد
آن باشد که ضروریات و قید و بندهایی که شاعران پیشین و مهمل‌بافان سلف تدوین کرده‌اند رعایت کرده و بر همان سیاق ایشان شعر سراید.
شاعر بی‌استعداد
آن باشد که اسلوب و سیاق شاعران سلف را منسوخ داند و مهملاتی را که پیشینیان بافته‌اند باطل خواند و بر طریقت خود رود.

پس به تبع آن شعر نیز دو گونه‌است بااستعدادانه و بی‌استعدادانه. در تاریخ بوده‌اند شاعرانی که در کمال استعدادْ شاعری آغاز کرده‌اند لیکن پس از مدتی استعداد ایشان زائل شده‌ است و از آن پس شعر بی‌استعدادانه سروده‌اند.

باید دانست که این دسته‌بندی شعر بس کلی و از روی صورت است. دسته‌بندی‌های مفصل‌تر نیز توان کرد خاصه اگر معنی و محتوا نیز لحاظ شود و حقیقت این است که شعر را بسیار انواع و اقسام باشد و از این اقسام یکی گُل‌واٰژه باشد که در معنا گوی سبقت از سایر اشعار ربوده باشد. در بارهٔ این قسم متعالی به تفصیل سخن خواهد رفت.

شعر بااستعدادانه را قید و بندهای ساختاری‌ای‌است و بسته به نوع این قید و بندها آن را نامهایی‌است توضیح کامل در مقاله‌ای جداگانه مربوط به هر یک گفته آمده‌است.

غزال
این گونه شعر نخستین بار برای اظهار تفقد به دخترکی غزال نام به کار رفت و از این رو به این نام خوانده شد.
غصه‌ایده
این گونه شعر نخستین بار در بیان غم و غصه به کار رفت، لیکن دیگر مرسوم نیست. غصه‌ایده به معنای اندوه‌زده است.
مربایی
نوع شعر خاص علافان است در چهار لنکه. بر وزن «از دختر همسایه خبر می‌داری؟»
تکه‌
چنان که از نامش پیداست یک تکه شعر است با ضوابطی
مخمصه
چون شاعر در مخمصه‌ای افتد در این قالب شعر سراید. بیت : چون قافیه تنگ آیو / شاعر به جفنگ آیو
چامه (با خامه اشتباه نشود) 
نام نوعی خاص از شعر که در اوایل هزارهٔ سوم پس از میلاد مسیح (برابر با اواخر هزارهٔ دوم پس از هجرت در گاهشماری خورشیدی) در ویکی‌پدیای فارسی ظاهر شد و هنوز هم معلوم نشده است که از کجای منابع و مآخذ درآمده است و چگونه شعری بوده است. لکن، کتک‌کاری بر سر آن به ظاهرِ اظهر من الباطن، خاتمه یافته است.

شعر فارسی معمولا در توجیه بچه بازی سروده می شود:

درس معلم ار ار بود , زمزمه ی محبتی ---- جمعه به مکتب آورد , طفل گریز پای را

یا

نیش عقرب نه ز بهر کین است ---- بل قضای طبیعتش اینست

یا دوبیتی معروف نظامی به شمس تبریزی:

آینه گر بنمود احساس تو راست ---- خود شکن آینه شکستن خطاست


[ویرایش] نمومنه‌ای از شعر فردوسی

بسی کُس بکردم درین سال سی..........ز کُس‌های ترک و لر و پارسی

نمیرم ازین پس که من زنده‌ام............که اسپرم خودم را پراکنده‌ام

نشاید که ایران ویران شود ---- نصیب افاغنه و ترکان شود

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
بازدید و ویرایش داده‌های فضای نام‌ها
عملکردها
گشتن
جامعه
پروژه‌ها
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر