شعر
از نانشنامه
شعر شیوهای از گفتار است. آنان که حرفی برای گفتن ندارند و مضمونی برای پروردن به این شیوه از بیان روی آورند. پس کلام بی سر و ته را شعر خوانند و گویندگان آن را شاعر. کلمهٔ مترادف شاعر دروغگوست. شاعران برای مخفی داشتن بیسر و تهی کلامشان به مغلق گویی روی آورند لیکن خود به آن مغلقگویی صنعت گویند. و حتی کتابها در این باره تألیف کردهاند و مهملات بافتهاند و این مهملات را نامها دادهاند از جمله عروض، معانی و بیان و جز آن
شاعران دو گونهاند:
- شاعر با استعداد
- آن باشد که ضروریات و قید و بندهایی که شاعران پیشین و مهملبافان سلف تدوین کردهاند رعایت کرده و بر همان سیاق ایشان شعر سراید.
- شاعر بیاستعداد
- آن باشد که اسلوب و سیاق شاعران سلف را منسوخ داند و مهملاتی را که پیشینیان بافتهاند باطل خواند و بر طریقت خود رود.
پس به تبع آن شعر نیز دو گونهاست بااستعدادانه و بیاستعدادانه. در تاریخ بودهاند شاعرانی که در کمال استعدادْ شاعری آغاز کردهاند لیکن پس از مدتی استعداد ایشان زائل شده است و از آن پس شعر بیاستعدادانه سرودهاند.
باید دانست که این دستهبندی شعر بس کلی و از روی صورت است. دستهبندیهای مفصلتر نیز توان کرد خاصه اگر معنی و محتوا نیز لحاظ شود و حقیقت این است که شعر را بسیار انواع و اقسام باشد و از این اقسام یکی گُلواٰژه باشد که در معنا گوی سبقت از سایر اشعار ربوده باشد. در بارهٔ این قسم متعالی به تفصیل سخن خواهد رفت.
شعر بااستعدادانه را قید و بندهای ساختاریایاست و بسته به نوع این قید و بندها آن را نامهاییاست توضیح کامل در مقالهای جداگانه مربوط به هر یک گفته آمدهاست.
- غزال
- این گونه شعر نخستین بار برای اظهار تفقد به دخترکی غزال نام به کار رفت و از این رو به این نام خوانده شد.
- غصهایده
- این گونه شعر نخستین بار در بیان غم و غصه به کار رفت، لیکن دیگر مرسوم نیست. غصهایده به معنای اندوهزده است.
- مربایی
- نوع شعر خاص علافان است در چهار لنکه. بر وزن «از دختر همسایه خبر میداری؟»
- تکه
- چنان که از نامش پیداست یک تکه شعر است با ضوابطی
- مخمصه
- چون شاعر در مخمصهای افتد در این قالب شعر سراید. بیت : چون قافیه تنگ آیو / شاعر به جفنگ آیو
- چامه (با خامه اشتباه نشود)
- نام نوعی خاص از شعر که در اوایل هزارهٔ سوم پس از میلاد مسیح (برابر با اواخر هزارهٔ دوم پس از هجرت در گاهشماری خورشیدی) در ویکیپدیای فارسی ظاهر شد و هنوز هم معلوم نشده است که از کجای منابع و مآخذ درآمده است و چگونه شعری بوده است. لکن، کتککاری بر سر آن به ظاهرِ اظهر من الباطن، خاتمه یافته است.

