شتر

از نانشنامه، دانشنامهٔ عامیان
پرش به: ناوبری، جستجو
یک فروند شتر محترم

موجود دروغگو که در جنگل‌های پر باران استوا زندگی می‌کند شترها از حمام رفتن متنفر هستند

شاعر میگه:

آن یکی پرسید اشتر را که هِی

از کجا می‌آیی ای اقبال پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو

گاهی در خواب پنبه دانه دیده و آنرا لف لف می‌خورند.