سعدی

از نانشنامه، دانشنامهٔ عامیان
پرش به: ناوبری، جستجو

سعدی پیرمردی بود که اکنون مرده‌است. تولدش را روز ۱۳ام ماه ۱۳ام در گاهشماری وهیزکی (یعنی روز تیر از سپندارمذ وهیزکی) هنگامی که طالع قمر در عقرب بود گفته‌اند. به خاطر نحوست زادروزش نام طفل را سعدی گذاشتند به امید اینکه نحوست دامنگیر طفل نشود. لیکن افاقه نکرد و سعدی در اشعارش فراوان به بخت بد خود اشاره کرده‌است از جمله:

گویند بکوش تا بیابی می‌کوشم و بخت یاورم نیست

یا

با همه مهر و با منش کین‌است چه‌کنم حظ بخت من این است

سعدی عمری بس دراز یافت به گونه‌ای که عده‌ای گمان کرده‌‌اند که مرگ مرید و عبید وی بود و سعدی پیر (شیخ) مرگ. و سعدی آنقدر بزیست تا رغبتش را به حیات از دست داد. از این رو به سعدی لقب شیخ اجل داده‌اند. اجل در زبان تازی به معنای مرگ است.

سعدی از مسئولان شماره یک عفب‌افتادگی ایران است. چه وی با سرودن اشعار سهل ممتنع خلایق را گمراه ساخت و شاعرکان را سودای همسری با شیخ افتاد پس به استقبال وی شعرها سرودند لیک کام نیافتند و فقط وقت خود ضایع نمودند و اگر سعدی نبودی و آن اشعار نگفتی شاعرکان نیز به کارهای مفیدتری روی آوردندی.

سعدی فردی خانواده‌دار و خانواده‌دوست بود تا جایی که همرش در پاسخ حاکم شیراز مبنی بر چگونگی زندگی زناشوییشان چنین گفت:

چو فرو می‌کند مُمد حیات است و چو بر آرد مفرح ذات