خرگدن
از نانشنامه
نوعی حیوان منقرض شده، با بینایی بسیار قوی و گردنی به غایت کلفت! در گذشته بسیار دور و قبل از کشف آب، وی را خرگردن می نامیده اند و بعدها به دلیل کاربرد فراوان، این نام به خرگدن تبدیل شد.
[ویرایش] خصوصیات
گردن بسیار کلفت، به گونه ای که چندین نوچه و مرید، نزد وی به تحصیل معرفت و عرفان مشغول بوده اند.
سبیل انبوه که بر روی پوزه نصب کرده و از آن به عنوان وسیله ی باج گیری استفاده می کرده است. گاها سبیل خود را به شکل دو شیپور وارونه و غیر هم اندازه، آرایش می داده است.
[ویرایش] زیست
به صورت انفرادی زندگی می کرده و به علت کمبود جنس مونث، به صورت گروهی تولید مثل می نموده است.
[ویرایش] انقراض
بر اثر کمبود جنس ماده و خودارضایی بیش از حد جنس نر.
امروزه تعدادی از نوادگان خرگدن، با نام کرگدن به فعالیت خود ادامه می دهند.