جمهوری آذربایجان

از نانشنامه، دانشنامهٔ عامیان
پرش به: ناوبری، جستجو
نقشه کشور جمهوری آذربایجان؛ توجه کنید که این کشور شامل جمهوری خودمختار نخجوان و جمهوریهای خودخوانده قراباغ، ایران و ارمنستان هم میشود.

جمهوری آذربایجان کشوری باستانی و بسیار پیشرفته و قدرتمند در شبه جزیره اسکاندیناوی میباشد که قدمتی قابل ملاحظه دارد و از شمال کره زمین تا جنوب آن گسترده شده است.[۱]

تاریخ[ویرایش]

این کشور در گذشته بسیار بزرگتر از این بوده که در حدود 200 سال پیش، فارسهای شوونیسم در قالب کشور نوظهور و تازه تاسیس ایران از آن اعلام استقلال کرده و اخیراً هم در سال 1991؛ روسیه و سایر جمهوری های شوروی سابق از آذربایجان مستقل شدند. مردم این کشور از نژاد خالص ترک و فرزندان چنگیز کبیر میباشند که اگر هم ریختشان چیز دیگری میگوید بخاطر فارسهای شوونیسم میباشد. ایشان سابقه طولانی در بذل و بخشش به ضعیفان و ستمدیدگان دارند که از آن جمله میتوان به بخشش جوانمردانه و بزرگوارانه قراباغ به ارمنستان اشاره کرد که متاسفانه باز هم دست فارسهای شوونیسم در کار است که باعث و بانی این بخشش ها بودند و همواره در تلاشند تا به دروغ القا کنند آذربایجان 8 میلیونی از ارمنستان 1.5 میلیونی شکست خورده. کلاً فساد اداری، قحطی، بی بند و باری، بیکاری 60 درصدی، مهاجرت به روسیه برای کار، فرار مغزها، مالاریا و هپاتیت ب، بالا آمدن سطح آبهای کره زمین، سونامی ژاپن، زلزله هاییتی، خیارشور تبریز، باقلوای یزد و ... همه تقصیر فارسهای شوونیسم میباشد.

مهمترین اثر این کشور تخت جمشید و پاسارگاد است که الهام علیف بنای انرا در 2500 سال قبل از میلاد مسیح آغاز کرد. مردم جمهوری آذربایجان به خاطر داشتن این تاریخ پرشکوه به خود می بالند گفته می شود که این بنای باشکوه به علت حمله کوروش شوونیست فارس آتش گرفت اما این آتش سوزی تاثیری بر روحیه دلاورانه مردم غیور جمهوری آذربایجان نداشته به نحوی که یکی از شاعران ترک به نام ملک الشعراء باکویی چنین سروده: "گر رود نامی ز کوروش چه باک / کو به یاد بارگاه الهام می اندازد مرا". بعدها فارسهای شوونیست این شعر را به: "گو به حُرمت هم رود نامی ز اسکندر چه باک / کو بیاد بارگاه داریوش آرد مرا" تغییر دادند. به صورت کلی می توان گفت تمام آثار و ابنیه کشور کوچکی که امروزه ایران نامیده میشود متعلق به جمهوری آذربایجان است که طی قرارداد افتخار آفرین بوستان و ترکمن صحرا از آذربایجان جدا شد.

فردوسی شاعر ترک زبان اهل آذربایجان چنین سروده: چو باکو نباشد تن من مباد / بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

دیگر شاعر ترک زبان شیرازی چنین گفته: خوشا باکو و وضع بی مثالش / خداوندا نگهدار از زوالش

  • گفته ای از پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص): «اگر آذربایجان در سیاره نپتون هم باشد، چه بسا مردمانی از سرزمین فارسهای شوونیسم آن را انگولک کنند».

برخی سعی کردند که صفحه جمهوری آذربایجان را از نانشنامه حذف کنند اما قدمت و تاریخ این کشور بزرگ و باستانی اجازه این کار را نمی دهد چرا که تاریخ این کشور بر روی کتیبه های علی آباد کتول کاملا محفوظ است و قابل تغییر نیست. شوونیسم فارس سعی دارد القا کند که نام قبلی این منطقه آران بوده است ولی شما حرفهای این شوونیستها را باور نکنید اینها تخت جمشیدشان 200 سال قدمت ندارد که این چیزها یادشان بیاید.

وضع کنونی[ویرایش]

این کشور ابر قدرتی برای خود است که البته نباید از پیشرفتهای هوایی-فضایی و مکانیک کوانتومی آن هم چشم پوشی کرد. حکومت آن هم دموکراسی پارلمانی و سکولار میباشد (یک وقت به حرفهای فارسهای شوونیسم گوش نکنید که میگن در آذربایجان دیکتاتوری پدر و پسر حاکمه ها!؟). همچنین جمهوری آذربایجان از پیشگامان اصلی حقوق بشر نیز میباشد و در آن آزادی های مدنی و احترام به حقوق بشر بیداد میکند و بسیار بهتر از همه کشورهای دنیاست. در کل از همه نظر یکی یدونه است. چیزی که کمتر به آن اشاره میشود سطح بالای زندگی در آذربایجان است بگونه ای که این امکانات فرا رفاهی و امنیت و آرامش بیش از حد باعث شده که بسیاری از ساکنان آن با کله برای دریافت اقامت سایر کشورها اقدام کنند. در ایران هم عده ای از اهالی این کشور که خود را به عنوان کارگر افغانی جا زده اند میتوان یافت. در کل مردم این کشور خیلی خوشبخت می باشند.

افتخارات و سمبلهای ملی[ویرایش]

سمبل های ملی این کشور عبارتند از:

1-نظامی گنجوی: متاسفانه از ترس فارسهای شوونیسم به زبان فارسی شعر گفته و یک کلمه هم به ترکی نگفته و ننوشته که آن هم بخاطر فارسهای شوونیسم بوده نه چیز دیگه ای.

2-کمال آتاتورک: این فرد ترک میباشد ولی از آنجایی که ریشه نژاد اصیل ترکی از آذربایجان است پس این فرد ابتدا آذربایجانی بوده و بعد اجداد او در عصر یخبندان به جاهای دیگر کوچ کرده که تا دوران پارینه سنگی میانه ادامه داشته است و هویتی جدید کسب کردند ولی در اصل همان آذربایجانی میباشند (چوخ بحث میکنی ها؟!؟ وقتی میگم آذربایجانیه اصلا شک نکن).

3-ابوعلی سینای بلخی: بلخی هست که هست. حالا اگر هم که زبون مادریش فارسی بوده و قبرش تو همدانه و به عربی مینوشته؛ بهرحال شواهد[۲] حاکی از اینه که ایشون آذربایجانی بودن و احتمالا خاچمازی هم بودن (اگه خاچماز اون موقع وجود نداشته دیگه اونش به من ربطی نداره).

4-چنگیزخان مغول: این هم باز برمیگرده به قضیه ی عصر یخبندان و پارینه سنگی و همون چیزا.

5-لئوناردو داوینچی: فعلاً درحال فکر کردنم که ربطشو به آذربایجان پیدا کنم.

منبع[ویرایش]

  1. اگه اینایی که گفتم باورت نشد آدرس خونتونو بده بیام برات بصورت کاملا منطقی اثبات کنم.
  2. به امام سیزدهم قسم ابوعلی سینا آذربایجانی بوده. بیا اینم مدرک...آها. حالا باورت شد؟ دیدی راست میگم؟ ممکنه گهگاه کس شعراتی سرهم کنم و به خوردت بدم ولی هیچ وقت بهت دروغ نمیگم که قربونت!