امیر فرشاد ابراهیمی

از نانشنامه

پرش به: ناوبری, جستجو

امیر فرشاد ابراهیمی یکی از چموشان روزگار و عصر معاصر می باشد وی در سنه دوهزارو پانصدو سی و هفت شاهنشاهی در زرگنده یکی از دهات اطراف شمال طهران بدنیا آمد مادرش را در هنگام زایمان درد سختی بگرفت و نهایتا آن درد منجر به زایش فرزندی شد که خداوندگار را هم دچار تحیر و تعقل نمود .امیر فرشاد ابراهیمی ویا فوفو آنگونه که اطرافیانش می خواندنش از همان ابتدا دچار بیماری صعب العلاج مازوخیسم گردید همین بود که خود و خانواده و ملتی را به مصیبت انداخت در هنگام نوجوانی هنگامی که سیزده سال بیشتر نداشت و از زیبایی حض وافری برده بود به جبهه های نورعلیه ظلمت رفت و در بخش ظلمت بدست دشمن افتاد و در همان تاریکی به او گفته بودن : الیاباید البدهی ویا الشهیدت می کنیم .و اینگونه بود که او نداده و بعدها در خاطراتش نوشته بود که همین شد که من را شهید کردند . اما شهیدان زنده اند . او به طهران آمد و حالا شده بود بچه پررو همین شد بزودی زود با دیگر هم بشکه های خویش در جبهه انصار حزب الله را راه اندازی کردند و بسیار دادند و دادند و گاها هم کردند تا آنکه عزم قیام نمود .و از همین رو در محضر شیخ ملا سعید حجاریان انشقاق را بصورت خصوصی تلمذ نمود و نهایتا با نوار جادویی و ویدوئی با زینت المجالس خاتمی بانو شیرین عبادی به درجه اجتهاد رسید و راهی دیار اوین گردید .مدتی در اوین در حضور اساتید عظام درس خارج را آموخت تا پس از آزادی به خود خارج مشرف شود . در بعد از آزادی آنطور که خود بعدها در خاطراتش نقل کرده پای پیاده هفت شبانه روز از ایران فرار کرد تا بسان مولانا به ترکیه پناه برده و اینجا بود که در محضر اساتید محترم و بزرگان حوزه های علمیه همچون آیه الله العظمی ملا دروغلدوله حاج علیرضا نوری زاده تلمذ نموده تا اینکه دیگر خود به مقام قطب نائل آمده و هم اکنون شاگردان بسیاری گرد وی از جمیع جهات چپ و راست میانه و تند درس الکاذبات می آموزند . سیدنالاستاد حاج ملا امیر فوفو در هنر دیگری نیز استاد است و آن لعبه البانوان است رساله وی در همین رشته هم اکنون مورد وصول بسیاری از زشت رویان اهل حشر دنیاست تا اینکه ببینند چگونه می شود با کله ای کچل و هیکلی بس فربه همچون او چند صد جین دختر و زن و بیوه و میوه را در آغوش گرفت و از آنها حض وافی و کافی گرفت .