آخوند

از نانشنامه، دانشنامهٔ عامیان
پرش به: ناوبری، جستجو

موجودی دارای عمامه و بدون مغز که هفت متر و نیم و در مواردی دوازده متر پارچه دور سر خود میپیچاند بدون اینکه سر درد یا مشکل خاصی داشته باشد.66 گز زبان دارد و یک مثقال هم عقل و منطق ندارد ، سیصد سال پیش به لطف و مدد انگلیسیها در دنیا ظهور کرد. این موجود از کار کردن شدیداً متنفر است اما به خرابکاری شدیداً علاقمند است ، تنها در ایران می تواند زندگی کند چون هیچ جای دنیا مردم کاه بارشان نمی کنند . آخوندها از رده زالوها هستند که با گذاشتن طعمه ای بنام دین به میزبان خود(که فقط مردم ایران هستند)می چسبند و با روزی هزار بار زنده کردن و کفن کردن امام حسین ، بیزینسی به پا کرده اند که بیا و ببین ،که خود امام حسین هم انگشت به دهان مانده است . اصولاً آخوندها هیچ کاری بلد نیستند اما در کار همه دخالت می کنند . پوشش بدن آنها مثل جد شتریشان از پشم شتر است و همانطور که اشاره گردید بدون اینکه سرشان شکسته باشد آنرا با باند سفید یا سیاه می بندند!اگر به آخوند پول ندهی بالای منبر نمی رود و حتی حاضر نمی شود یک قطره اشک برای حسین بریزد . تنها سرگرمی آخوندها زن بازیشان است که آنرا به حد اکمل رسانده و می خواهند هیچ مردی طرف هیچ زنی نرود تا بعداً خودشان سر فرصت آنها را گلابی کنند ، قبلاً هم فکر اینکار را کرده اند و 4 همسر و 40 صیغه را آزاد کرده اند و اگر مصلحت اسلام ایجاب کند 400 صیغه را هم آزاد می کنند تا خدای ناکرده در این راه گناه نکنند. آخوندها خدای سفسطه هستند مثلاً اگر کسی به آنها بگوید بی خاصیت ، آنقدر صغری و کبری می چینند که طرف فکر کند وجود آخوند از وجود هر گهی لازمتر است. البته نوعی آخوند خوب هم داریم ، آن هم آخوند مرده است. آخوندها وقتی سوار مردم بشوند به هیچ عنوان پیاده نمی شوند مگر اینکه بمیرند . از معروفترین آخوندهای هم عصر ما آیت ملا حاج آقا منجسترآبادی است. نوع کوچکتر آخوندها را آخوندک مینامند که ضررش از آخوند خیلی کمتر است .

آخوند در ادبیات کودکان[ویرایش]

باز آخوند با عمامه/ با دروغهای فراوان/ میخورد اموال مردم/ میرود بر کول مردم/ یادم آید از فلسطین/ از بلندیهای جولان/ از دلار نفت ایران/ حرفهای احمقانه/ این سخن را کرد بهانه.